(((تقدیم به کسی که دوستش دارم وبه خاطر این
دوستی تا پای جان خواهم رفت)))
************
از کدام پنجره تو را نگاه کنم ، با کدام مداد عطر تو را بنویسم ، لای کدام سبزه تو را
بجویم ، ای بهار مهربان مثل هر سال روبرویم کنار درخت انار جوانه کن بگذار جوانیم
را در تو مرور کنم ، برایم از بنفشه ها و شقایقها بگو ، شکوفه ای به روح بی تابم
ببخش ، مرا با دستها آشتی بده ، از کدام سمت به تو سلام کنم ، از کدام جاده
به سوی تو بیایم ، دیشب در خواب سراسیمه به سویت آمدم تو در دره ای مه آلود
نشسته بودی وبر رویت بارانی از پرستو می بارید ، من صدای پرستو را لمس کردم
انگشتانم به رنگ آواز در آمدند ، ای بهار مهربان گلدانهای مرا نادیده مگیر باغچه
کوچک مرا فراموش مکن ، دستهایم خالیست چیزی برای تو ندارم اگر بپذیری ،
دلم را در گلبرگها می پیچم و به تو هدیه میکنم ، اگر بپذیری کلماتم را در مسیر
قدمهایت قربانی میکنم ، با کدام حنجره تو را صدا کنم . روی پلکهایم غبار نشسته
است ، بعضی از کلماتم را در زمستان جا گذاشته ام ،نیمی از نگاهم را در بیشه
پارسال گم کرده ام ، با کدام خاطره به استقبال تو بیایم ، من لاله های فقیر را
به دفترچه خاطراتم راه ندادم ، من دوشادوش ماهواره ها شب را سرودم .
ای بهار مهربان قلبم دیگر در اختیارم نیست ، او به خواسته خود خو گرفته است
و تا زنده است به یاد تو خواهد طپید ، از درد درون خود به خاطر تو خواهد نالید ،
سردی خزان وفراز و نشیبها از توان دلم نخواهد کاست و خیالم همینطور مصمم
و به فرمان دلم در دل شبهای سیاه به سوی تو خواهد شتافت به سوی تو که رنجها
ودرد هایت شیرین و شادیهایت مانند آوازهای بهاری لذت بخش است.
دوستت دارم